رباعیات خیام (3)

مجموعه: شعر و ترانه, فرهنگ و هنر , تاریخ تعداد بازدید: 123 تاریخ : ۱۳ اسفند ۱۳۹۱


رباعیات خیام (3)

 

چون نيست ز هر چه هست جز بـاد بدست

 

چون هست ز هر چـه هست نقصان و شکست

 

انـگار که هســت هـر چه در عـالم نيست

 

پندار کــه نـيست هــر چـه در عـالم هــست

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت؟

 

تا کی ز زيان دوزخ و سود بهشت؟

 

رو بر سر لوح بين که استاد قضا

 

اندر ازل آن چه بودنی است ، نوشت

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

دوری که در آمدن و رفتن ماست

 

او را نه نهایت نه بدایت پیداست

 

کس می نزند دمی درین معنی راست

 

کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

تا چند زنم به روی دریا ها خشت

 

بیزار شدم ز بت پرستان و کنشت

 

خیام که گفت دوزخی خواهد بود

 

که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

نيکی و بدی که در نهاد بشر است

 

شادی و غمی که در قضا و قدر است

 

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

 

چرخ از تو هزار بار بيچاره تر است

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست

 

بی باده گلرنگ نمی شاید زيست

 

اين سبزه که امروز تماشاگه ماست

 

تا سبزه خــاک ما تماشاگه کیست

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

گویند بهشت عدن با حور خوش است

 

من می گویم که آب انگور خوش است

 

اين نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

 

کاواز دهل برادر از دور خوش است

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

چون آمدنم به من نبد روز نخست

 

وین رفتن بی مراد عزمی ست درست

 

بر خیز و میان ببند ای ساقی چست

 

کاندوه جهان به می فرو خواهم شست

 

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

ساقـی غـم مـن بلند آوازه شده است

 

سرمستی مـن برون ز اندازه شده است

 

با مـوی سپید سـر خوشم کـز می تو

 

پيرانه سرم بهار دل تازه شده است

* * * * * * رباعیات خیام* * * * * *

از مـن رمقی بـسعی سـاقی مانده است

 

وز صحبت خلق بی وفایی مانده است

 

از بـاده دوشــین قــدحی بـيش نــمـاند

 

از عـمر نـدانم که چه باقی مانده است

منبع : حکیم عمر خیام نیشابوری

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “رباعیات خیام (3)”

  1. جدیدترین اخبار
  2. پربیننده ترین اخبار
قالب تفریحی