شعر بوسه باران شفیعی کدکنی

مجموعه: شعر و ترانه, فرهنگ و هنر , تاریخ تعداد بازدید: 188 تاریخ : ۱۳ فروردین ۱۳۹۳

شعر بوسه باران شفیعی کدکنی

غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم
چه گل از گلشن عشق تو به دامان دارم ؟
این همه خاطر آشفته و مجموعه ی رنج
یادگاری ست کزان زلف پریشان دارم
به هواداری ات ای پاک نسیم سحری
شور و آشفتگی گرد بیابان دارم
مگذر ای خاطره ی او ز کنارم مگذر
موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم
خار خشکم مزن ای برق به جانم آتش
که هنوز آرزوی بوسه ی باران دارم
غنچه آسا نشوم خیره به خورشید سحر
من که با عطر غمت سر به گریبان دارم
شمع سوزانم و روشن بود از آغازم
که من سوخته سامان چه به پایان دارم

 

مطالب مرتبط


    Notice: WP_Query از نگارش 3.1.0 از رده خارج شده! caller_get_posts تاریخ‌گذشته است. به جای آن از ignore_sticky_posts استفاده کنید. in /home/bndon/domains/bighbigh.ir/public_html/wp-includes/functions.php on line 4045
نظر شما !!!

نظر شما برای “شعر بوسه باران شفیعی کدکنی”

  1. جدیدترین اخبار
  2. پربیننده ترین اخبار
قالب تفریحی