یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک

مجموعه: فرهنگ و هنر , تاریخ, هنر و هنرمند تعداد بازدید: 105 تاریخ : ۲۴ مهر ۱۳۹۲

 

اواسط مصاحبه لو می دهند که چند باری تا سر حد مرگ با هم دعوا کرده اند. و خب از وسواسی که سر کارشان دارند اینطور برمی آید که این چند بار یعنی چند صد بار سر ساخت هر ترک! حالا حتما دیگر اسم و رسمی از بچه های گروه ترافیک شنیده اید یا حداقل یکی از ترک های آلبومشان را گوش داده اید.
 

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

بچه های شر و شیطان گروه که سر مصاحبه باید به زور روی صندلی می نشاندیم شان، از بازخوردهای اولیه آلبومشان راضی هستند. فرشاد حسامی و بهنود فدوی در کنار چهره شناخته شده اشکان خطیبی بچه های گروه ترافیک را تشکیل دادند.

فرشاد و بهودی سال هاست به شکل حرفه ای کار موسیقی می کنند و برای خواننده های معروف زیادی کار آهنگسازی و تنظیم آلبوم هایشان را انجام داده اند. این گفتگوی سه نفره حاصل دو ساعت گپ و بالا و پایین پریدن بچه های گروه ترافیک است.

تم اصلی ترانه های آلبوم شما اجتماعی است. انگار پشت ترانه های آلبوم یک اعتراض نرم وجود دارد. معضلات را بیان می کند اما این بیان معضلات در خشم خاموشی انجام می شود.اصلا مثل شعرها و ترانه هایی که از دیگران (مثل رضا یزدانی) می شنویم، آنقدر پر سروصداو خشن نیست. انتخب  این تم چقدر آگاهانه بوده؟

– اشکان خطیبی: من فکر نمی کنم ما اغعتراضی به چیزی داشته باشیم. به نظرم فقط طرح مساله می کنیم.

– بهنود فدوی: ما کارمان را از اول با چنین تئوری شروع کردیم که مسائل اجتماعی را برای ترانه ها انتخاب کنیم. پشت این کار یک جور اعتقادئ و احساس بود. ما معترض نیستیم، چون اعتراض زمانی است که در شرایطی هستید که یکدفعه اوضاع به ضررتان تغییر می کند. این تغییر ناگهانی شرایط، شما را به خشم می آورد ولی من از وقتی به دنیا آمدم، با معضلاتی مثل ترافیک، بچه های دستفروش یا مثل اینها مواجه بوده ام. به خاطر همین اینها زجو دغدغه هایمان شده است. در ترانه های این آلبوم هم می خواستیم درباره همین چیزها حرف بزنیم که حالا دیگر جزیی از زندگی ما هستند.

یعنی سر این مسائل اجتماعی اعتراضی ندارید و فقط مساله را بیان می کنید؟

– اشکان: کاملا. اصلا به سیاه نمایی مسائل اعتقادی ندارم. آدم یا می تواند درباره مساله ای حرف بزند یا نمی تواند. اگر مساله ای را غلیظ تر ازت آن چیزی که هست نشان بدهی، این کار درست نیست و این فرهنگ غلط ایرانی هاست.
 

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

برخورد ترانه ها و موسیقی با مسائل اجتماعی در دهه های مختلف متفاوت بوده. مثلا برخورد آدم های دهه 60 دیدن مساله و روبرو شدن با آن است. اگر هم بخواهنددرباره اش حرف بزنند، با عصبانیتی خاموش این کار را انجام می دهند. ظاهرا این ماجرا برخاسته از بستر اجتماعی هر زمانی بوده. مثلا در دهه 50 همیشه بحث هایی مثل شعار و شور مطرح بود. در نتیجه در ترانه های آن زمان، همین مسائل در ترانه ها پررنگ بوده؛ پر از شعار و آرمانخواهی. آن ترانه ها در آن زمان کارکرد خودش را داشتند. فکر می کنید ترانه هایی مثل آلبوم شما هم الان در زمانه ما کارکردخودش را داشته باشد؟

– اشکان: در طولانی مدت این کارکرد را پیدا می کند. یک موج وقتی موج می شود که پیوستکی داشته باشد. اگر اتفاقی که با «ترافیک 1» افتاده با ترافیک 2 یا با آدم های دیگر ادامه پیدا کند، موج به وجود می آید. یا با کارهای آدم هایی که به این سبک – چه از لحاظ ترانه و چه از لحاظ ساختار موسیقایی – لعاقمند می شوند، می توان توقع این موج را داشت. ملودی سازی و آهنگسازی معمولا در ایران این شکلی است که کسی که دست به ساز است شروع می کند به زمزمه کردن – که معمولا هم عاشقانه است – و همینطوری ملودی ساخته می شود و یکی تنظیم می کند و ادامه پیدا می کندولی اگر این موج به شکلی ادامه پیدا کند که افق دیدشان را بازتر ببینند و احساس نکنند که به یکسری چیزها محدود هستند، می توان انتظار اتفاقات تازه ای داشت. مثلا الان قبح یکسری کلمات در ترانه ها ریخته شده که این هم به همت چندتا از ترانه سراهایی است که در چند سال اخیر کار کرده اند. به خاطر همین الان افق دید ما نسبت به دایره واژگانمان بازتر است. مثل ترانه «آفتاب داغه، چشمای براقه، طاقت طاقه، ماشین اوراق …» اینها الان از نظر مردم دیگر قبحی ندارد. شاید آدم هایی انگیزه اش را پیدا نکرده اند و الان این اتفاق باعث شود انگیزه و جرات پیدا کنند. در «ترافیک» هم جدای از متن، حواشی آلبوم اتفاقاتی هست که برای اولین بار افتاده.

مثل چی؟

– اشکان: مثل اینکه برای یک آلبوم رونمایی بگیرند یا دیدار با مخاطبان برگزار کنند، یا کسی با ترانه های اجتماعی کار کند، یا طرح جلد عکس خودت نباشد و عاشق خودت نباشی! برای همین فکر می کنیم «ترافیک» شروع یک مسیر است. البته می تواند به گند هم کشیده شود! چون ماها استاد گند ردن به این مسائل هستیم! مثلا من تازگی ها صدای ایده هایی را که دارم در نمی آورم و در گوشی به کسی نمی گویم! چون به محض اینکه به یکی دیگر برسد، یکهو مخ بینی که دارد به بدترین شکل ممکن آن ایده را اجرا می کند و تو هم دیگر نمی توانی سراغ آن ایده بروی. برای همین به نظر «ترافیک» شروع مسیری است که امیدوارم اگر آگاهانه به سمت آن بروند، توقع به وجود آمدن موجی را داشته باشیم. خیلی هم لزومی ندارد که همیشه اعتراض کنیم. مثلا ترانه ترک «ترافیک» ترانه ای اعتراضی نیست.

بله، روی این ترک اتفاق نظر داریم.

– اشکان: بیشتر طنز دارد. انگار هرج و مرجی به وجود آمده و تو داری مالیخولیای بعد از آن را روایت می کنی. شاید به خاطر پاپ راک بودن قالب موسیقی شما است.

– اشکان: صددرصد. اصلا برای چنین ترانه ای سبک دیگری جز کانتری راک نمی توان انتخاب کرد. به هر حال واقعیت این است که ترافیک اعتراضی ندارد. یک جوری شبیه هرج و مرجی است که در فیلم برادران مارکس هم هست. هرج و مرجی در فیل وجودداردولی نمی دانی چرا! در لایه های زیرین اعتراضی هم هست. انگار می گوید در این شهر باید آنقدر زندگی کنی تا آدم های شهرت را بشناسی. این هرج و مرج را هم ترانه ها منتقل می کنند، هم نوع شلوغی موسیقی که آلبوم دارد.

– اشکان: من اسمش را یک جور احساسات پسا هرج و مرجی می گذارم. واقعیت این است که اینها تبعات ناشی از زندگی در این فضا است. وقتی قرار است به یک مهمانی بروی و ساعت ها در ترافیک گیر کرده باشی، وقتی برسی آدم ها می پرسند «چته؟!» یا وقتی از استادیوم فوتبال بیرون می روی، یک حالی هستی!

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

اصلا این سبکی که در «ترافیک» می شنویم، اسمش چیست؟ اینکه می گوییم پاپ – راک درست است.

– اشکان: خودمان هم خیلی نظر ثابت خط کشی شده ای نداریم. ترجیح دادیم بیرون بیاید، بعد ببینیم مخاطب اسمش را چی می گذارد اما خب آره، خیلی از شنونده ها روی همین سبکی که تو می گویی اتفاق نظر دارند.

– فرشاد حسامی: در یکی از تراک ها ما چهار سبک مختلف داریم. می توانیم اسمش را بگذاریم ترافیکی از سبک ها!

با این وسواسی که در کار دارید، انتخاب یا نوشتن ترانه برای این سبک نباید کار راحتی باشد.

– اشکان: سختی اش از اینجا شروع می شود که آوایی که ما در زبان فارسی داریم، دست و پای ترانهس را را می بندد. ما روی صحنه که دیالوگ های آقای چرمشیر را می گفتیم، همه فکر می کردند ما داریم شعر می خوانیم چون داستان بر اساس شاهنامه بود، مردم فکر می کردند ما داریم شاهنامه می خوانیم. آواهای کشیده در زبان فارسی خیلی زیاد است. ملودی های ما چندان ایرانی نیست و انگار ترانه را به ملودی تحمیل می کنی و این فقط می تواند درست اتفاق بیفتد که ملودی ساخته شده باشد و بعد ترانه روی آن گذاشته شود اما به نظر من بهترین اتفاق وقتی است که ترانه و ملودی همزمان بیاید؛ یعنی کسی آنقدر روی مخلودی و ادبیات تسلط داشته باشد که همزمان که ملودی می نویسد، ترانه اش هم بیاید اما خب این اتفاق خیلی کم می افتد. یک حالت درستش هم به نظر من کاری است که کردیم. این که ملودی را بسازیم و ازت آدم هایی که کلمات در دستشان است، بخواهیم ملودی ساخته شده را به کلمه تبدیل کنند.

– فرشاد: در خارج از ایران کسی به عنوان ترانه سرا وجود ندارد و معمولا کسی که ملودی را می سازد، ترانه اش را هم می گوید. اینطور نیست که آهنگساز ترانه را جلوی رویش بگذارد و بر اساس آن ملودی اش را بسازد. ما می گوییم بیایید یک آکورد بگیریم و بعد ترانه را رویش بگذاریم. خب این ملودی از ملودی هایی که قبلا شنیدیم، می آید و همین می شود که همه آهنگ ها تکراری است.

– اشکان: ما اول ترک «زندگی» را اینطور کار کرده بودیم. بهنود ملودی برای ترانه ای که بر اساس یکی از شعرهای شاعران قدیمی نوشته شده بود، ساخته بود اما وقتی تصمیم گرفتیم یک ترانه دیگر جایگزین ترانه بهنود کنیم، ملودی را از آن ترانه برداشتیم و دادیم به مهتا پناهی تا برایش ترانه بنویسد.
 

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

ترانه8 های این آلبوم یک ویژگی دارند و آن هم این است که خیلی خودمانی هستند. کلمه های قلنبه سلنبه در آنها وجود ندارد و انگار دوتا آدم معمولی دارند درباره زندگی و دغدغه ها و حتی چیزهایی که روی اعصابشان است، حرف می زنند.

– اشکان: خب نمی توانست جور دیگری باشد. ببینید، ترانه ای که اسمش «ترافیک» است، نمی تواند کلماتی غیر از روزمره استفاده کند. حتی نمی تواند از صداهایی که در روزمره می شنویم، بگذرد. برای همین است که ما صدای تصادف، زنگ ساعت یا هر صدای روزمره دیگری را هم می شنویم. می بینید، ما واقعا به این چیزها فکر کردیم!

نمی خواستید برای آلبوم اول کارهایی کنید که آلبومتان بیشتر بفروشد؟ مثلا می توانستید مثل ترانه هایی که مد است از ترجیع بندهایی مثل «ازت متنفرم» استفاده کنید که کارتان بیشتر بگیرد!

– فرشاد: چرا ما باید این کار را کنیم؟ انگار این مسیری است که هر خواننده ای می رود تا دیده و شنیده و موفق شود. من 10 سال است که در این زمینه کار می کنم و این مسیر را می شناسم. خیلی راحت است. شما 4 تا موزیک می سازی، 3 تای آنها را کلیپ می کنی که در شبکه های ماهواره ای هم پخش می شود.با این ترفند دیده می شوی و ناخودآگاه آنقدر معروف می شوی که همان بچه دستفروش سیدی اش را در خیابان به خودت می فروشد. یکی دو سال همین کار را می کنی و بعدش می گویی می خواهی آلبوم مجاز بدهی، می گویند که شما کار اشتباهی کرده ای و مجاز نیستی.اگر یک سال به ماهواره ها کار ندهیپ، سال بعدش می توانی مجوز بگیری. این یک سال همان زمانی است که باید آلبومت را تولید کنی. با این تفاوت که حالا معروف شدی. خیلی بچه هایی که الان کنسرت پاپ می دهند، این راه را رفته اند.

– اشکان: من خودم نمی خواستم این مسیر را بروم. اگر در چارچوبی این خلاقیت را نشان بدهی، هنر کرده ای.

– فرشاد: مثلا ما می گوییم بگذار یک طرح جلد متفاوت برای آلبوم طراحی کنیم. همه طراح ها می گویندطرح روی جلد باید عکس تمام صفحه اشکان و عکس سه تایی ما باشد.

– اشکان: ما با 4 طراح مختلف کار کردیم تا بالاخره به این نتیجه فعلی رسیدیم. بدون اینکه ما حرفی بزنیم، اولین طرحی که هر کدام می آوردند، عکس سه نفره ما بود.
 

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

چرا؟ اشکان که چهره اش کاملا شناخته شده است و می توانست به فروشتان کمک کند.

– فرشاد: قرار نبود و نیست از محبوبیت و شهرت اشکان استفاده تبلیغاتی کنیم که آلبوم ما فروش برود. الان این آلبوم نه مال من است، نه اشکان، نه بهنود. مال گروه ترافیک است. حتی چهره اشکان در جلد مشخص نیست. قبل از اشکان 99 درصد آنهایی که از سینما و تلویزیون به موسیقی آمدند، رسما افتضاح بوده اند. اینطور بگویم که آبرویشان پیش ما موزیسین ها رفت. پس حضور بازیگرها در موسیقی پیش زمینه بدی بوده به جای اینکه پیش زمینه خوبی باشد. این کار را سخت تر هم کرده بود. به خاطر همین به بهود گفتم این کار را می کنیم ولی این هم مثل قبلی ها می شود. فلانی هم 260 میلیون تومان خرج کرد ولی نتیجه اش چیزی نشد. چرا؟ چون اینجا مساله جذابیت تصویری مطرح نیست.

– بهنود: ما نمی گوییم خیلی مبتکر و ایده پرداز هستیم ولی کاری کرده ایم که کار خودمان باشد. حتما برگشت پول و فروش مهم است ولی اینجا چندتا موضوع دیگر هم وجوددارد. این کار خواننده محور نیست. کار گروهی بوده وهمه به اندازه توانایی های خودشان در این کار نقش داشتند. الان گروه هایی در دنیا هستند که گیتاریست آنها از خواننده هم مشهورتر است. مسئولیت ها وشهرت بین اعضای گروه تقسیم می شود.این کار باعث می شود ارزش کار بالا می رود.

– اشکان: دلیلش این است که هر کسی بر اساس استعدادها و توانایی اش در یک گروه فعالیت می کند اما در ایران اتینجوری نیست. چون کنسرت ها را محبوبیت یک خواننده پر می کند. هیچ آدم دیگری کنار او نیست. ما برای دیده شدن هیچ کار عجیب و غریبی نکردیم چون به موسیقی به چشم وسیله ای برای کسب شهرت و پول بیشتر فکر نکردیم. من از بچگی که به موسیقی پرداختم، فقط به خاطر دل خودم بوده و از سال 78 تا به حال با آدم های حرفه ای کار کردم. دلیل اینکه در این سال ها آلبوم ندادم این بود که فکر کردم یک کار معمولی به کارهای موجود در بازار اضافه نکنم. برای همین اصلا فکر نکردیم که می گیرد یا نه. گفتیم دلمان می خواهد این کار را بکنیم. به همین راحتی.

– فرشاد: به خاطر همین هم اصلا عکسی از خودمان روی کاور آلبوم نگذاشتیم.

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

– بهنود: ما خیلی ایده آلیست و بلندپرواز نیستیم ولی حداقل جرأت انجام چنین کاری را داشتیم. بازخورد این طرح جلد بین اهالی موسیقی خوب بود ولی آن کسی که به این کارها عادت ندارد وقتی طرح روی جلد را نگاه می کند، می گوید «این چیه … اینکه کارتونه». دوسال کار کردن ما را به همین راحتی می فروشند.

– فرشاد: موقع مجوز دادن چون چنین طرح جلدی ندیده بودند، می گفتندنمی دانیم چرا، ولی این طرح جلد یک مشکلی دارد! یا در سوپرمارت ها می گویند این احتمالا کارتون است و با همین کارها سرنوشت فروش یک آلبوم را تعیین می کنند.

– اشکان: من برای این آلبوم مدام و بدون توقف دنبال اسپانسر بودم ولی همه فقط من را می د واندند. حتی کار به جایی رسید که می گفتند مثلا در کلیپ ها و تبلیغ هایتان بستنی ما را دستتان بگیرید! وقتی به رونمایی آلبوم رسید، همان آدم ها کمکم آمدند و گفتند «ببخشید که نشد ما خدمتتان باشیم ولی برای آلبوم های دیگر ما در خدمت هستیم.» کار ما پدیده ناشناخته ای است. به خاطر همین مخاطبان می پرسند اینها کی هستند؟ چرا اینجوری هستند؟ چرا چنین طرح جلد و موزییکی دارند؟ ولی کم کم آن را می شناسند.

من می خواستم دقیقا به همینجا برسم. در مواجهه اول با آلبوم به دلیل همین تفاوت ها و عادت نداشتن، چندان مطمئن نیستی کهق رار است چیز آشنا یا حتی خوبی بشنوی اما ترانه «دلتنگم» می شود نقطه اتصال شنونده با آلبوم.

– اشکان: ما ترجمه انگلیسی این را گذاشتیم نوستالژی. می دانستیم که سیام عباسی گفتن ترانه عاشقانه برایش کار راحتی است، بنابراین خواهشی که از او کردیم، این بود که حس نوستالژی بر حس عاشقانه ترانه غلبه کند. دلیل اینکه شما به طور خاص به این ترانه اشاره می کنید، این است که کسی که این ترانه را گفته، کاملا خارج از این گروه بوده و فقط لطف و سعی کرده روی ملودی که فرشاد بهش داده ترانه بگذارد.

چرا این ترک را به عنوان آهنگ اول آلبومتان گذاشتید؟

– اشکان: برای اینکه هم استقبال از این ترانه زیاد بود و هم این اولین آهنگی بود که از آلبوم ریلیز شد و مردم آن را می شناختند اما همین آهنگ به عنوان اولین آهنگ یک آلبوم از گروه جدید، آن شور لازم را ندارد.

– بهنود: خیلی از آهنگ هایی که معروف شدند و سر زبان ها افتادند به لحاظ تنطیم هیچ باری ندارند. این آهنگ ها فقط از طریق صدا حس خیلی خوبی به شنونده اش منتقل می کنند. ما سعی کردیم در این آلبوم این حس را در تنظیم، ملودی و شعر تقسیم کنیم.

– فرشاد: وقتی که ما آهنگی را تنظیم می کنیم، به این فکر نمی کنیم که یک ترک بندری نداریم، حالا بچه ها بنشینید یک ترک بندری هم بزنیم. کاری که خیلی ها در آلبوم هایشان انجام می دهند. خیلی ها اینطوری اند که یک شعر بگیریم، چون می خواهیم یک آهنگ بندری هم اضافه کنیم. پیش آمده که ما کاری را تنظیم کرده ایم، بعد دیدیم آن چیزی که می خواهیم از آب درنیامده و بعد کاملا گذاشتیمش کنار.
 

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

توصیه هایی برای گوش کردن

با صدای بلند گوش کنید

این آلبوم اینقدر ریزه کاری دارد که بچه ها توصیه می کنند حتما آن را با یک سیستم درست و حسابی گوش بدهیم تا شاید صداهایی که در بک ترک ها وجود دارند را بشنویم.

در خیلی از ترک ها صدای موسیقی خیلی جلوتر از ترانه است. برای اینکه بشنویم خواننده چه چیز می خواند باید خیلی دقت کنیم.

– اشکان: این کاملا عمدی است.

– فرشاد: به خاطر اینکه گوش ما ایرانی ها به واسطه مرسوم بودن تنظیم هایی از این دست که صدای خواننده جلوتر از ارکستر باشد، عادت به شنیدن این نوع تنظیم ندارد. خیلی پیش آمده که من برای یک خواننده که خیلی معروف است، چند تا ساز را اضافه می کنم و بعدش او می گوید آن گیتار را بردار. می گویم چرا؟ می گوید چون صدای من عقب است و باید بیاید جلو.

– بهنود: من برای خیلی از خواننده های پاپ گیتار زدم. بدون استثنا تمامشان وقتی من گیتار می زنم، یک احساس خطر نسبت به ساز من پیدا می کنند. بعد می گویند این دارد ملودی من را از بین می برد و برای همین هم می گویند این ساز را یا کمرنگ کنید، یا حذف کنید. در حالی که در خیلی از تنظیم های گروه های بزرگ موسیقی موازنه قدرت بین خواننده و نوازنده گیتار اینقدر خوب است که شنونده آن را کاملا احساس می کند.

– اشکان: گوش باید برای شنیدن چنین موسیقی تربیت شده باشد.

– فرشاد: ببینید، اگر یک روز غذای مسموم بخورید، جدا از اینکه حالتان بد می شود، ممکن است مدتی طول بکشد تا آن سم از بدنتان خارج شود. موسیقی غیراستاندارد وقتی شنیده می شود مانند سم می ماند.

 یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک
 

یعنی شما می گویید گوش فارسی زبان ما عادت کرده که اول ترانه را بشنویم؟

– اشکان: روزهای آخر کار، فرشاد ترک «بیراهه» را دوباره شروع کرد به تنظیم کردن. از ترک های دیگر المان هایی را در این ترک گذاشت و از من خواست تا چند بیت از ترانه «زندگی» را دوباره بخوانم. فکر می کردم می خواهد از آن استفاده کند. دفعه اولی که «بیراهه» را با این تنظیم پخش کرد، بهش گفتم پس آن چند بیت «زندگی» را استفاده نکردی؟ گفت چرا. اینقدر پایین آورده بود که به راحتی شنیده نمی شد. بعد گفت این را برای کسانی می گذارم که خوره این آلبوم هستند. آنها می توانند این را بشنوند. یک چیزهایی شبیه کد است.

– فرشاد: من از یک گروهی آلبومی شنیده بودم که به اصطلاح secret sound درست کرده بود. 10 تا ترک داشت که توی آلبوم اسم 8 تا ترک بود. طرفدارهایش رفتند ته و توی ماجرا را درآوردند و دیدند اگر ترک دو را از ثانیه مثلا 20 کات کنند، بعد ترک هشتم را هم از دقیقه فلان کات کنند و این دوتا را با هم تنظیم کنند می شود یک ترک جدید! خدا را شکر ما اینطوری کار نکردیم. (خنده)

اتفاقا اینطور کارها تنوع موسیقی ما را بالا می برد چون همه آلبوم های پاپی که در بازار پیدا می شود تفاوت چندانی با هم ندارند.

– بهنود: دقیقا نوآوری باعث می شود که موسیقی پیشرفت کند.اگر همه مثل هم کار کنیم که اتفاقی نمی افتد و تهش می شود همین که شما می گویید و آلبوم های موجود در بازار همه شبیه هم می شوند.

– اشکان: یک مدتی من به شعار تبلیغاتی مثل این فکر می کردم که «حتما با صدای بلند گوش بدهید» یا مثلا «با یک سیستم خوب گوش کنید»، چوناگر با باند ماشین گوش بدهید، اصلا آن چیزی که باید را نمی شنوید. حالا بماند که خیلی ها در لپ تاپشان گوش می کنند.مثل این می ماند که یک فیلم اچ دی را در آیفونتان نگاه کنید. یک بخش از این ماجرا به خاطر این است که ما به گوشمان احترام نمی گذاریم.

 

منبع : برترین ها از همشهری جوان

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “یک گپ دوستانه با بچه های گروه ترافیک”

  1. جدیدترین اخبار
  2. پربیننده ترین اخبار
قالب تفریحی