داستان کوتاه شتر گران!

مجموعه: تفریح و سرگرمی, داستان تعداد بازدید: 212 تاریخ : ۲ اسفند ۱۳۹۱

Notice: Undefined offset: 0 in /home/bndon/domains/bighbigh.ir/public_html/wp-content/plugins/seo-optimized-images/seo-optimized-images.php on line 131

داستان کوتاه شتر گران!

مردي شترش را گم کرده بود. سوگند خورد که اگر شترش را پيدا کند آن را به يک درهم بفروشد. پس از مدتي شتر پيدا شد.

صاحب شتر براي اين که به سوگندش عمل کرده باشد، گربه اي را به گردن شتر بست و آن را به بازار برد و براي فروش عرضه کرد. شخصي براي خريد پيش آمد و گفت: شتر را به چه قيمتي مي فروشي؟ گفت: يک درهم، مشتري که ديد قيمت ارزان است، فوري يک درهم به مرد داد که شتر را بخرد، اما صاحب شتر گفت: شتر را با گربه اي که در گردنش آويزان است مي فروشم و قيمت گربه چهار صد درهم است. مشتري گفت: اين شتر چه ارزان است اگر چنين قلاده اي در گردن نداشت.

منبع : عصر ایران

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “داستان کوتاه شتر گران!”

  1. جدیدترین اخبار
  2. پربیننده ترین اخبار
قالب تفریحی