سخنان دکتر الهی قمشه ای (3)

مجموعه: اس ام اس جالب, تفریح و سرگرمی, خواندنی ، دیدنی تعداد بازدید: 295 تاریخ : ۱۷ شهریور ۱۳۹۲

Notice: Undefined offset: 0 in /home/bndon/domains/bighbigh.ir/public_html/wp-content/plugins/seo-optimized-images/seo-optimized-images.php on line 131

 سخنان دکتر الهی قمشه ای (3)


 اگر خوبان پارسي گو بخواهند از مجموعه سخن پارسي تنها و تنها يك دفتر را برگزينند ، ديوان حافظ گوي سبقت از همه خواهد برد از آنكه شرح مجموعه گل در آنجاست و آن لطايف كه از لعل سخنگوي عشق در اين ديوان گرد آمده است در هيچ سفينه اي يافت نمي شود.

(مقالات-ص 106)

 

سّر غلبه عشق بر تمامي نيرنگهاي نفس اينست كه جدال عشق با مكر و دستان نفس نيست كه آدمي هر چاره اي بينديشد باز مكر تازه اي پيش آورد بلكه همّت عشق نفي نفس و قربان كردن هستي او در محراب نيستي است كه گفته اند عشق آن است كه تو در ميانه نباشي.

(مقالات-ص 116)

 

 در پيش معشوق مردن به حقيقت خاموش كردن شمه انيّت در پيش آفتاب احديّت است.

(مقالات-ص 117)

 

  نياز آينه ناز است ، چنانكه گدا آينه جود و مايه ظهور احسان است و چون وجود آينه از هر نقش پاك شود و تمام حال قبول و پذيرش تصوير گردد و از محدوديّت همه نقشها بيرون آمده و به كمال هر نقشي آراسته مي شود و از جزء به كل مي رسد. نياز همان عدمي است كه آينه وجود است .

(مقالات-ص 128)

 

 عاشق بايد ناز را رها كند و نياز پيش آورد تا به تجلّي عكس نازنين عالم در آينه نياز او خود نازنين شود كه ناز كردن بي حسن و ملاحت نشان خامي و خودبيني است.

(مقالات-ص 128)

 

 ناز معشوق كه تجلّي مقام استغناي اوست بنياد عاشق يعني نفس او را بر مي كند و قماش هستي او را مي سوزاند و كوس افلاسش را به هر كوي و برزن مي زند و او را مستحقّ زكات حسن مي كند كه خاص فقير و مسكين است.

(مقالات-ص 129)

 

 سرّ استقامت عاشق بر ناز دريافت همان حقيقت ناز است كه ظاهر آن عتابست و باطن آن دعوت ،در ظاهر "لن تراني" است و در باطن "من راني".

(مقالات-ص 129)

 

 رقص طبيعي آدمي بحقيقت هنگامي است كه از جوهر خوف و حزن كه از نفس سر چشمه مي گيرد خلاص شود و به چشمه شادي كه در صحراي بي خودي جاريست برسد ، اين رقص بي اختيار صورت مي گيرد و بازتاب طبيعي هيجانات روح در عالم جسم است، چنانكه حركت خرقه و دامن به حركت جسم وابسته است.

(مقالات-ص 130)

 

 عقل و جنون به ترتيب رمزي از نفس و عشقند از آنكه عاقبت انديش مصلحت جو در مراتب نازله معرفت خدمتگزار نفس و پيوسته هوشيار منافع و مطامع صاحب خويش است ، امّا اگر برقي از خيمه ليلاي عشق بدرخشد و آينه عقل را روشن كند آنگاه عقل ديوانه مي شود و زنجير مي جويد .

(مقالات-ص 131)

 

 ديوانگان همان عاقلانند كه به بوي سنبل زلف معشوق عقل خاكي مست را رها كرده در دايره عشق سرگردان شده اند.

(مقالات-ص 131)

 

 هر كجا خبر داشتن مورد طعن و طرد است با خبري از خويش و گرفتاري نفس مقصود است و هر كجا بي خبري مورد ستايش است مقصود بي خبري از خويش و اشتغال به خبر معشوق و فراموشي ياد خود در ياد او است.

(مقالات-ص 133)

 

 نفس و عشق كثرت و وحدت يا پريشاني و جمعيت است از آنكه نفس چون دل در گرو خويش دارد هم از درون پريشان و پراكنده است و هم با عالم بيرون پيوسته در جنگ و جدال است.

(مقالات-ص 133)

 

 تفرقه دروني نفس از آنست كه هر دم مطلوب خود را در چيز ديگر مي بيند و به هزار چيز دل مي بندد و چون مطلوب او همه از عالم كون و فساد و در معرض فنا و زوالست در اضطراب دايم است و به هيچ روي او را جمعيت خاطر دست نمي دهد.

(مقالات-ص 133)

 

خاصيت عشق آنست كه همه غمها و اضطراب متكثر عالم را در غم يگانه خويش غرق مي كند و آن غم چون نقاب بر مي دارد خود عين شادي و طربست و نقاب او تنها شحنه دور باش براي غمهاي وهمي و خياليست.

(مقالات-ص 133)

 

 اسباب دل خرّم خود مايه تفرقه است زيرا آن اسباب بحقيقت سراب دل خرّم است و چون بدست مي آيد خود هيچ نيست.

(مقالات-ص 133)

 

منبع : drelahighomshei.com

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “سخنان دکتر الهی قمشه ای (3)”

  1. جدیدترین اخبار
  2. پربیننده ترین اخبار
قالب تفریحی