آرشیو : نوشته هایی با برچسب داستان پند آموز داستان

داستانک/ نجار و کارفرما

داستانک/ نجار و کارفرما

خانه یك نجار مسن به كارفرمایش گفت كه می خواهد بازنشسته شود تا خانه‏ای برای خود بسازد و در كنار همسر و نوه‏هایش دوران پیری ...

ادامه مطلب
داستان کوتاه کفش های طلایی

داستان کوتاه کفش های طلایی

تا كریسمس چند روز بیشتر نمانده بود و جنب و جوش مردم برای خرید هدیه كریسمس روز به روز بیشتر می شد. من هم به ...

ادامه مطلب
کاسه زهر – طنز

کاسه زهر – طنز

کودکی پیش خیاطی شاگردی می کرد روزی از روزها خیاط کاسه ای عسل به دکان آورد و برای اینکه کودک به عسل دست نزند به ...

ادامه مطلب
داستان کوتاه سه پیرمرد

داستان کوتاه سه پیرمرد

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید. به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ...

ادامه مطلب
یادی از گذشته های دور

یادی از گذشته های دور

پیرمرد عاشق به زنش گفت: بیا یادی از گذشته های دور کنیم. من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه ...

ادامه مطلب
ماجرای عیب کوچولوی عروس

ماجرای عیب کوچولوی عروس

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به ...

ادامه مطلب
  1. جدیدترین اخبار
  2. پربیننده ترین اخبار
قالب تفریحی